هُو
ای جوانمرد ! همه اسامی و صفات که رود از سر زبان رود مگر هُو، که از میان جان رود. اسمی است که زبان را با او کار نیست، هر اسم که بر زبان برانی، لب بجنبانی، اَمّا هُو کلمه ای است که زبان و لب را – که وکیل و دربانِ دل اند – با او کار نیست، از سرِ زبان برنیاید، از میان جان و قعر دل و صمیم سینه برآید.
(روح الارواح فی شرح اسماء)
احمد سمعانی
زنجیرها را برکَنَم از دست و از پاهای دل
من تن تنا یاهو زنم! نی نی که الاّ هو زنم...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱:۴۸ ق.ظ توسط راحله
|
ببينيد، ببينيد، زماني، چو گردو شده بودم